تبليغاتX
امین حسین شاهزاده قلبمون

امین حسین شاهزاده قلبمون

آلبوم خاطرات امین حسین شاهزاده قلبمون

سال نو

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391 ساعت 10:41 توسط مامانی

ziba

 

 

امین حسین عزیزم امسال چهارمین عیدی هست که با هم به شادی بسر میبریم کوچولوی من امیدوارم امسال سال خوبی برای همه بخصوص برای عزیزانم باشه

سال ۹۱ رو با نام خدا شروع میکنم 

سال قبل خدا رو شکر با همه گرفتاریها و مشکلات سال خوبی بود همینقدر که همه عزیزانم  در صحت و سلامت بسر میبرند جای بسی شکر گزاری هست در سال قبل چند خبر خوب شنیدم من جمله  انشالله سفر مکه در سال ۹۲

 اما امسال انشالله به امید خدا منتظر چند خبر خوشایند خواهیم بود ....

 

((    الهی  نمیدانیم چه تقدیری بر ما فرمودی  

عطا فرما بر ما و دوستانم

۱۳۹۱لبخند دلنشین          ۱۳۹۱ امید و خبری خوش           ۱۳۹۱بهروزی و پیروزی    

 ۱۳۹۱ مهر و محبت                            ۱۳۹۱ دلی خوش  و لبی خندان

       

ziba

نفس باد صبا  عشقی از جنس طلا 

 دوری و دفع بلا   سال پرسود و صفا 

 یاری از سوی خدا  همه تقدیم شما سال نو مبارک

 

 

  شکلکهای جالب و متنوع آروین

 

بعدا نوشت :

شروع سال ۹۱ با سرماخوردگی و عفونت گوش امین حسین   و سرما خوردگی خودم همراه بود به همین خاطر اولین پست سال ۹۱ با تاخیر فراوان گذاشته شد

 

 

[ ]

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ساعت 11:37 توسط مامانی
سلاممم

عزیزم امروز آخرین ۳ شنبه سال ۹۰ مصادف با ۴ شنبه سوری هستش این چهارمین ۴ شنبه سوری هست که با هم هستیم الهی صدها سال کنارمون باشی پسمل گلم  

چهارشنبه سوری مبارکککک

امروز تو مهد براتون مراسم گرفتند خیلی دلم میخواست الان کنارت بودم ولی گفتند خانواده ها نیایند

عزیزدلم نمیدونی چقدر دوست دارم

تقدیم به عزیزانم:

یه گلدون تو دستام                 پر از گلهای لاله

توی چشمام نگا کن               نگفته هم میفهمی

     بی تو نفس محاله

یه جعبه توطاقچه                  پراز گلهای نرگس

یه کارت تبریک توش              نوشته بی تو هرگز

 

 

 حالا عزیزم  این مطالب رو که مینویسم تو اداره هستم ولی خیلی عجله دارم که زودتر ببینمت که چیکارها کردی

[ ]

رویاهای کودکانه

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 10:5 توسط مامانی

سلام قند عسلم یه مدتی برات پست جدید نزاشتم مامانی کمی تنبل شده

 

 صبحها که بلندت میکنم تا مهد بیری کمی نق نق میکنی و آخه خیلی خوابت میاد و حدود  ساعت ۱.۳۰    از مهد میایی چنان خسته میشی  بیا و ببین  باز با تمام خستگی حاضر نیستی بخوابی آخه دلت برای اسباب بازیهات تنگ میشه و تازه مرحله دوم بازی یعنی  بازی با اسباب بازیهات شروع میشه

 این مهد رو دوست داری و میگی من خانم معلم رو دوست دارم و خانم معلم میگه  : شبها کارتون نگاه نکنید زود بخوابید تا صبح زود بیدار بشید

 

بهم میگی  مامانی تو بیا  دنبالم  و منو از مهد بیار         مامانی :  چرا  من بیام عزیزم 

امین حسین :  آخه مامانها میانند بچه ها رو میبرند         

  مامانی فدات بشه عزیزم ما کارمندها حتی یه آرزوی کوچولوی  بچه ها رو به سختی میتونیم برآورده کنیم .

 

اونروز  تو مهد بهم  دختر بچه ای رو نشون دادی    میگی :مامان این ماریاست ( مارینا ) عروسه 

منهم دامادم  (  من چه زود  عروس دار  و پیر شدم )

چند تا از اشکال هندسی رو یاد گرفتی و به کتابهای مهد هم علاقه داری ولی زیاد شعر رو یاد نمگیری البته مامانی زیاد با هات کار نمیکنه

 لباسهای عیدت رو تقریبا خریدم  البته بالاخره بعداز ۳ بار تعویض که  یا بزرگ میشد یا تو انتخاب دچار مشکل میشدم

صبح دیروز پوشیدی و رفتی خونه آببا حسن و میگفتی مامان  بلوز برام نخریدی   برام تولد بگیر تا اینها رو بپوشم.

 خیلی دوست داری آقا پلیس بشی بهم میگی مامان برام لباس و کلاه قهوه ای بگیر

به مامانی میگی  : مامان من و قتی خانم شدم رژ  میزنم Mini plaatje make up smiley lippenstift           میگم  : عزیزم کی خانم میشی   میگی  من وقتی بزرگ شدم

وقتی بابایی میره بیرون کمی بعد میگی  :  بهش  زنگ بزن     ازش میپرسی :     بابا کجایی  ؟  چیکار میکنی ؟  دیر کردی ؟ رفتی اردبیل ؟

خلاصه با این سوالات کار منو راحت میکنی و دیگه احتیاج به تماس من نیست  

 نمیدونم وقتی بابایی راه دور بره چیکار میکنی خیلی برامون سخت میشه خوشگلم

 

 پسر دوست داشتنی من  ٬  عمر من ٬   با تموم  وجود دوستت دارم  

[ ]

این روزها

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ساعت 9:29 توسط مامانی
 

این روزها حس کنجکاوی امین حسین گل کرده و  (س ج ) شروع شده  قربونش برم خوب پسرم میخواهد از هر چیزی سر در بیاره

اکثرا میپرسه از کجا خریدی  مثلا ماشینهاشو نشون میده و میگه از کجا http://s2.picofile.com/file/7226200107/0038.gif

 

   اونروز به عکس  دفترچه بیمه اش نگاه میکنه و میگه  : مامان پاهام کو    بریدید ؟؟!!!

مامانی بعد از کلی خنده                بهش توضیح دادم  بعدش میگه پس مامانی کجاست

 

خلاصه تو  هر جایی مثلا برنامه های تلویزیونی و .... بچه ها رو که مبینه میگه مامانشون کجاست  ؟

اگه تو برنامه های تلویزیونی (فیلمها) بچه ای گریه کنه میگه :    مامان  نیست تنها مونده   مامان  منو تنها نزار  مامانی :  بعد از بغل کردن و  نوازش      امین حسین اینجوری میشه

 

اونروز شب وقتی میخواست بخوابه میپرسه :    خورشید کجاست ؟            میگم : خوابیده     

 میگه  ؟کجا       میگم :تو آسمون

ستاره  کجاست ؟          میگم :  شب ها بیدارند 

 میگه : تو ماه آقا و خانم هست                 میگم « چیکار میکنند               میگه : توپ بازی

میگه:    مامان ماه بیاد تا من توپ بازی کنم

 

مربی مهدشون میگفت همه شیرشو نمیخوره نصفش رو میرزه بیرون   خلاصه بعد کلی صحبت کردن  چند روز بعد ازش میپرسم شیرتو تا آخر خوردی  میگه آره مامانی زنگ بزن از خانم معلم بپرس ، ایندفعه پاکت شیر رو بزارم تو کیف ،    خونه تکون بده ببین همش رو خوردممحصل

ماشالله این بچه ها کم نمیارند .Free Emoticon

عمه جون امین حسین  ، براش یه قلک خریده بود حالا اونهم میخواهد پولهاشو جمع کنهدنیای زیبا تا بقول خودش ماشین بزرگ بخره   

میگم مامانی وقتی بزرگ شدی میخواهی چیکاره بشی ؟؟؟               میگه : پرواز کنم و بمب بندازم   هرشب با بابایی هواپیما میشند و کل خونه رو بمبارون میکنند  

((قربون آروزهای سبزت برم ))

 

شکلک های شباهنگ Shabahang

 

[ ]

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ساعت 8:8 توسط مامانی
سلاممم   christmas smiley 034          

من ماه دی رو خیلی دوست دارم آخه تولد مامانم هستش و این ماه برام خیلی عزیزه آخه تولد ۳نفر  دیگه هم هست 

 اولی تولد خاله جونه   و -تولد پسر خالم -بعد هم تولد دایی جونم  

 من عاشق تولدمممم      Banh bao smiley 016       چون تو تولد شلوغی و بدو بدو میکنم

۱۴ دی تولد مامانی بود با هم یه مراسم کوچولو گرفتیم  (طبق معمول عکسها  بعدا  .........)

زیبا

 

اینهم گروه ارکست دعوتی  جهت تبریک تولد  به خاله و دایی :

kaos licca smiley 007Christmas smiley 091Kaos licca smiley 023

 با تقدیم این شعر  به عزیزانم:

امروز خورشید درخشان‌تر است

و آسمان آبی‌تر

نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد

و پرنده آواز  جدید می‌سراید

امروز بهاری دیگر است

در روز تولد مهربان‌ترین

در میلاد کسی که  چشمانم با  حضورش بارانی است

امروز را شادتر خواهم بود

و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد

جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد

تمامی گلها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرود

ای مهربان‌ترین

روزهای زندگی هر روز گوارا باد

میلادت مبارک

دنیای زیبا

 

عزیزانم عزیزتر  از جانم دوستتون دارم و الهی که ۱۲۰ سال با خوشی و سلامتی زندگی کنید دنیای زیبا

 

[ ]

حرفهای مادرانه

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ساعت 11:17 توسط مامانی
عزیز دلم سلام  سلام بر نگه پر مهر و محبتت   این روزها دلم خیلی گرفته نمیدونم از این هوای  پاییزه و زمستونه  ziba    یا چیزی دیگری هست   ....

پسرم امین حسین  تو  بهترین هدیه خداوند به ما هستی و ما امانتدار تویم  عزیزم    بعضی وقتها فکر میکنم شاید

نتوم از این گل همیشه بهارم  مراقبت لازم رو بعمل بیارم  ziba  واز گزند  بادهای زندگی حمایتت کنم Valentine heart plant

 

ناز دلم تو تموم هستی من و معنی زندگیمی   وقتی در مقابل چشمانم قد کشیدنت  ومرد شدنت رو میبینم

وقتی صدای خندهایت در گوشم نجوا میکند وقتی درک و فهمت  رو از مهر و محبت مادری مبینم چقدر خوشحال میشم وقتی هنگام خواب  دستم را در دستتهای کوچکت  میگیری  وقتی با لبان سرخت بوسه ای بر گونه ام میگذاری باید هزاران هزار مرتبه سجده شکر رو بجا بیارم که خداوند  طمع شیرین مادر بودن رو به من چشاند و این اجازه رو بهمون داد که کوچولویی مرا مامانی صدا کند

وقتیکه دعوایت میکنم   باز آغوشم را امن  ترین مکان میدانی در آن لحظه دلم

میخواهد که هیچ وقت ازم جدا  نشوی و همیشه در آغوشم بمانی  عزیزم عزیزتر ازجانم  اینها رو که برات مینوسیم بدانی که چقدر دوستت دارم و برایمون عزیزی    وجودت  شادی و گرمی  زندگیمان رو  چندین برابر کرده  و بدانی تندخویی و اخمی که برات میکنیم فقط و فقط به خاطر خودت هست و  این کلمات قصار فقط ذره ای از ناگفته های گنجینه دلمان هست .و هرچه بگویم باز نمیتوانم احساسم را برایت بازگو کنم ...

Valentine balloons

 

اگر می خواهی معنی واقعی عشق را بفهمی عشق مادر به فرزندش همان عشق واقعی و گمشده است که تمام دنیا به دنبال همین  معنا بودند…عشق واقعی بدون شک عشق مادر به فرزندش است…!نه هوس در آن است، نه دروغ و نیرنگی در آن است و  نه زود گذر است

ما  مادران همان فرشته زندگی … همان فرشته عاشق فرزندانیم .   

دوستت دارم زیباترین نغمه زندگیست که میتوانم برایت بنوازم  http://s2.picofile.com/file/7225330428/21d.gif

غنچه گلم  آرزو میکنم وقتی بزرگ شدی و برای خودت مردی شدی  بتوانی نا ملایمات زندگی رو با مردانگی و شجاعت پشت

سر بگذاری و به اطرافیانت مهر بورزی و گذشت در زندگی را سر لوحه عمل خودت قرار دهی

فرشته کوچولویم عاشقتم

http://s1.picofile.com/file/7228746234/0007.gif 

 

[ ]